درباره نویسنده
کارل ریموند پوپر در ۲۸ ژوئیه ۱۹۰۲ در وین در خانوادهای روشنفکر و اهل کتاب از طبقه متوسط با تبار یهودی دیده به جهان گشود؛ پدرش وکیل دعاوی و صاحب کتابخانهای عظیم بود. در نوجوانی، پس از جنگ جهانی اول، پوپر برای مدت کوتاهی شیفته مارکسیسم شد، اما پس از واقعه مرگبار تیراندازی پلیس به کارگران معترض در وین در سال ۱۹۱۹، دریافت که این ایدئولوژی با توجیه مرگ انسانها به نام رسالت تاریخی، رویکردی شبهدینی و خطرناک دارد؛ این واقعه او را برای همیشه به دشمن جدی تامگرایی بدل ساخت.
او در دانشگاه وین به تحصیل ریاضیات و فیزیک پرداخت و در سال ۱۹۲۸ با رسالهای در باب روانشناسی تفکر، دکترای فلسفه گرفت. همزمان با شاگردی در کارگاه نجاری، با اعضای برجسته «حلقه وین» (پوزیتیویستهای منطقی به رهبری موریتس شلیک و رودلف کارناپ) به مناظره پرداخت. نخستین اثر درخشان او، «منطق اکتشاف علمی» (به زبان آلمانی: Logik der Forschung) در سال ۱۹۳۴ منتشر شد که با رد استقراء و تبیین اصل ابطالپذیری، پایههای پوزیتیویسم را تکان داد.
با قدرتگیری نازیسم و پیوستن اتریش به آلمان هیتلری (آنشلوس)، پوپر به دلیل تبار یهودی کشورش را ترک کرد و به نیوزیلند گریخت. در دوران غربت در دانشگاه کانتربری (۱۹۳۷–۱۹۴۵)، در پاسخ به وحشت جنگ و فاشیسم، دو اثر برجسته سیاسی خود، «فقر تاریخیگری» و شاهکار جاودانش «جامعه باز و دشمنان آن» را نگاشت. او در این کتاب دوم، افلاطون، هگل و مارکس را به عنوان پدران فکری توتالیتاریسم مدرن محاکمه نظری کرد.
پس از پایان جنگ، در سال ۱۹۴۶ به دعوت فردریش هایک به بریتانیا مهاجرت کرد و تا زمان بازنشستگی در سال ۱۹۶۹ در مدرسه اقتصاد لندن (LSE) به کرسی استادی منطق و روش علمی تکیه زد. ملکه بریتانیا در سال ۱۹۶۵ به او لقب «شوالیه» (Sir) اعطا کرد. پوپر دهههای پایانی عمر را در کنوکسفیلد نزدیک لندن سپری کرد و تا آخرین روزها به پژوهش در مسائل کیهانشناسی، مکانیک کوانتوم و ذهن پرداخت. او سرانجام در سپتامبر ۱۹۹۴ در سن ۹۲ سالگی درگذشت و خاکسترش در وین به خاک سپرده شد.
او در دانشگاه وین به تحصیل ریاضیات و فیزیک پرداخت و در سال ۱۹۲۸ با رسالهای در باب روانشناسی تفکر، دکترای فلسفه گرفت. همزمان با شاگردی در کارگاه نجاری، با اعضای برجسته «حلقه وین» (پوزیتیویستهای منطقی به رهبری موریتس شلیک و رودلف کارناپ) به مناظره پرداخت. نخستین اثر درخشان او، «منطق اکتشاف علمی» (به زبان آلمانی: Logik der Forschung) در سال ۱۹۳۴ منتشر شد که با رد استقراء و تبیین اصل ابطالپذیری، پایههای پوزیتیویسم را تکان داد.
با قدرتگیری نازیسم و پیوستن اتریش به آلمان هیتلری (آنشلوس)، پوپر به دلیل تبار یهودی کشورش را ترک کرد و به نیوزیلند گریخت. در دوران غربت در دانشگاه کانتربری (۱۹۳۷–۱۹۴۵)، در پاسخ به وحشت جنگ و فاشیسم، دو اثر برجسته سیاسی خود، «فقر تاریخیگری» و شاهکار جاودانش «جامعه باز و دشمنان آن» را نگاشت. او در این کتاب دوم، افلاطون، هگل و مارکس را به عنوان پدران فکری توتالیتاریسم مدرن محاکمه نظری کرد.
پس از پایان جنگ، در سال ۱۹۴۶ به دعوت فردریش هایک به بریتانیا مهاجرت کرد و تا زمان بازنشستگی در سال ۱۹۶۹ در مدرسه اقتصاد لندن (LSE) به کرسی استادی منطق و روش علمی تکیه زد. ملکه بریتانیا در سال ۱۹۶۵ به او لقب «شوالیه» (Sir) اعطا کرد. پوپر دهههای پایانی عمر را در کنوکسفیلد نزدیک لندن سپری کرد و تا آخرین روزها به پژوهش در مسائل کیهانشناسی، مکانیک کوانتوم و ذهن پرداخت. او سرانجام در سپتامبر ۱۹۹۴ در سن ۹۲ سالگی درگذشت و خاکسترش در وین به خاک سپرده شد.