جامعه باز و دشمنان آن

قطع
رقعی (A5)
صفحات
752
سال انتشار
1945
وضعیت امانت
موجود در «فسا» برای امانت، از بالای صفحه کتابخانه فعال خود را تغییر دهید.
وضعیت صف و رزرو
تعداد افراد در صف: 0 نفر
برای رزرو، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
نسخه الکترونیک
برای این کتاب هنوز نسخه‌ی الکترونیکی ثبت نشده است.
جامعه باز و دشمنان آن

زمان تقریبی: 15 ساعت و 2 دقیقه

سطح دشواری: پیشرفته

کتاب «جامعه باز و دشمنان آن» شاهکار کارل پوپر در حوزهٔ فلسفه سیاسی و از برجسته‌ترین آثار قرن بیستم در دفاع از دموکراسی، عقلانیت نقاد و آزادی‌های فردی است. پوپر این کتاب را در بحبوحهٔ جنگ جهانی دوم و در دوران تبعیدش در نیوزیلند نوشت تا ریشه‌های فکری تمامیت‌خواهی (توتالیتاریسم) و فاشیسم را واکاوی کند.

تز محوری کتاب، نقد کوبندهٔ «تاریخ‌باوری» (Historicism) و «مهندسی آرمان‌شهری» است؛ این پندار که تاریخ دارای قوانینی مقدر، قطعی و فرجام‌شناسانه است. پوپر نشان می‌دهد که چگونه بزرگ‌ترین فلاسفهٔ غرب—از افلاطون با اتوپیا و فیلسوف‌شاهی‌اش، تا هگل با ستایش دولت مطلقه، و مارکس با جبرگرایی تاریخی—خواسته یا ناخواسته راه را برای سلب آزادی و توجیه استبداد هموار ساخته‌اند. پوپر در برابر مهندسی اتوپیایی، نظریهٔ «مهندسی اجتماعی گام‌به‌گام / جزءبه‌جزء» را مطرح کرده و دموکراسی را نه صرفاً حکومت اکثریت، بلکه سازوکاری نهادی می‌داند که شهروندان به وسیلهٔ آن بتوانند بدون خون‌ریزی از شر حاکمان بد خلاص شوند.

ترجمهٔ فاخر و مرجع این اثر توسط عزت‌الله فولادوند انجام گرفته و از سوی انتشارات خوارزمی منتشر شده است.

کارل پوپر

کارل ریموند پوپر در ۲۸ ژوئیه ۱۹۰۲ در وین در خانواده‌ای روشنفکر و اهل کتاب از طبقه متوسط با تبار یهودی دیده به جهان گشود؛ پدرش وکیل دعاوی و صاحب کتابخانه‌ای عظیم بود. در نوجوانی، پس از جنگ جهانی اول، پوپر برای مدت کوتاهی شیفته مارکسیسم شد، اما پس از واقعه مرگبار تیراندازی پلیس به کارگران معترض در وین در سال ۱۹۱۹، دریافت که این ایدئولوژی با توجیه مرگ انسان‌ها به نام رسالت تاریخی، رویکردی شبه‌دینی و خطرناک دارد؛ این واقعه او را برای همیشه به دشمن جدی تام‌گرایی بدل ساخت.

او در دانشگاه وین به تحصیل ریاضیات و فیزیک پرداخت و در سال ۱۹۲۸ با رساله‌ای در باب روان‌شناسی تفکر، دکترای فلسفه گرفت. هم‌زمان با شاگردی در کارگاه نجاری، با اعضای برجسته «حلقه وین» (پوزیتیویست‌های منطقی به رهبری موریتس شلیک و رودلف کارناپ) به مناظره پرداخت. نخستین اثر درخشان او، «منطق اکتشاف علمی» (به زبان آلمانی: Logik der Forschung) در سال ۱۹۳۴ منتشر شد که با رد استقراء و تبیین اصل ابطال‌پذیری، پایه‌های پوزیتیویسم را تکان داد.

با قدرت‌گیری نازیسم و پیوستن اتریش به آلمان هیتلری (آنشلوس)، پوپر به دلیل تبار یهودی کشورش را ترک کرد و به نیوزیلند گریخت. در دوران غربت در دانشگاه کانتربری (۱۹۳۷–۱۹۴۵)، در پاسخ به وحشت جنگ و فاشیسم، دو اثر برجسته سیاسی خود، «فقر تاریخیگری» و شاهکار جاودانش «جامعه باز و دشمنان آن» را نگاشت. او در این کتاب دوم، افلاطون، هگل و مارکس را به عنوان پدران فکری توتالیتاریسم مدرن محاکمه نظری کرد.

پس از پایان جنگ، در سال ۱۹۴۶ به دعوت فردریش هایک به بریتانیا مهاجرت کرد و تا زمان بازنشستگی در سال ۱۹۶۹ در مدرسه اقتصاد لندن (LSE) به کرسی استادی منطق و روش علمی تکیه زد. ملکه بریتانیا در سال ۱۹۶۵ به او لقب «شوالیه» (Sir) اعطا کرد. پوپر دهه‌های پایانی عمر را در کنوکسفیلد نزدیک لندن سپری کرد و تا آخرین روزها به پژوهش در مسائل کیهان‌شناسی، مکانیک کوانتوم و ذهن پرداخت. او سرانجام در سپتامبر ۱۹۹۴ در سن ۹۲ سالگی درگذشت و خاکسترش در وین به خاک سپرده شد.

عزت‌الله فولادوند

عزت‌الله فولادوند (زاده ۱۳۱۹ در اصفهان) بی‌شک یکی از تأثیرگذارترین و مورد احترام‌ترین مترجمان تاریخ اندیشه در ایران است. او تحصیلات خود را در رشته‌های فلسفه و علوم سیاسی در دانشگاه‌های معتبر اروپایی و آمریکایی (از جمله پاریس، کلمبیا و لندن) به پایان برد. فولادوند که پیش از انقلاب فعالیت‌های دیپلماتیک نیز داشته، پس از آن تمام عمر خود را وقفِ شناساندنِ جدیِ فلسفه و اندیشه سیاسی غرب به فارسی‌زبانان کرد. او با ترجمه آثار بنیادینِ کارل پوپر، هانا آرنت، آیزایا برلین و کارل یاسپرس، نقشی کلیدی در گذار جامعه فکری ایران از خوانش‌های سطحی به خوانش‌های آکادمیک و سیستماتیکِ فلسفه غرب داشت. دقتِ وسواس‌گونه او در ترجمه، «عزت‌الله فولادوند» را به نامی تبدیل کرده است که ضمانتِ اعتبار و صحتِ محتوای یک کتابِ فلسفی در بازار نشر ایران محسوب می‌شود.

خوارزمی

توضیحاتی ثبت نشده است.

نقل‌قول‌های برگزیده
  • •
    «تلاش برای برپایی بهشت بر روی زمین، همواره و بدون استثنا جهنم به بار آورده است؛ زیرا مستلزم این است که دیگران را وادار کنیم مطابق با تصور ما از سعادت زندگی کنند.»
  • •
    «من پیشنهاد می‌کنم واژهٔ “دموکراسی” را به عنوان نام کوتاهی برای حکومتی به کار بریم که می‌توان بدون خون‌ریزی از شر آن خلاص شد؛ در مقابل حکومتی که جز با انقلاب نمی‌توان آن را کنار زد، که آن را استبداد می‌نامیم.»
  • •
    «بردباریِ نامحدود الزاماً باید به نابودیِ بردباری بینجامد. اگر ما بردباریِ نامحدود را حتی به کسانی که نابردبارند تسری دهیم، و اگر مهیای دفاع از جامعه‌ای بردبار در برابر تهاجم نابردباران نباشیم، آن‌گاه بردباران نابود خواهند شد و بردباری به همراه آنان.»

این کتاب را بیشتر بشناس

کتاب‌های مشابه، پیشنهادهای ویژه، و پرطرفدارترین‌های ایربوک را ببینید.

همه‌ی کتاب‌ها را ببین

🏢 سایر آثار این ناشر

💬 نظرات کاربران

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

هنوز نظری ثبت نشده است.