تصویر ژوزه ساراماگو
پروفایل نویسنده

ژوزه ساراماگو

ژوزه د سوزا ساراماگو در ۱۶ نوامبر ۱۹۲۲ در دهکده آزینیاگا در مرکز پرتغال در خانواده‌ای از کشاورزان فقیر و بی‌زمین به دنیا آمد. فقر مالی خانواده مانع ادامه تحصیل…

درباره نویسنده

ژوزه د سوزا ساراماگو در ۱۶ نوامبر ۱۹۲۲ در دهکده آزینیاگا در مرکز پرتغال در خانواده‌ای از کشاورزان فقیر و بی‌زمین به دنیا آمد. فقر مالی خانواده مانع ادامه تحصیل او در دبیرستان شد و او ناچار به تحصیل در یک هنرستان فنی مکانیک شد. او سال‌ها به عنوان مکانیک خودرو، قفل‌ساز، کارمند اداری و کارگر فنی کار کرد، اما هم‌زمان در کتابخانه‌های عمومی شب‌ها تا دیروقت به مطالعه عمیق ادبیات، تاریخ و فلسفه می‌پرداخت.

نخستین رمانش را در سال ۱۹۴۷ با نام «سرزمین گناه» منتشر کرد، اما پس از آن به دلیل نبود شرایط اجتماعی و عدم رضایت از سبک خود، نزدیک به سه دهه رمان‌نویسی را کنار گذاشت. در دوران دیکتاتوری آنتونیو د اولیویرا سالازار، ساراماگو به حزب زیرزمینی و ممنوعه کمونیست پیوست و به عنوان روزنامه‌نگار و ویراستار به مبارزه فکری علیه فاشیسم پرداخت. پس از پیروزی «انقلاب میخک» در سال ۱۹۷۴ و تصفیه‌اش از روزنامه به دلایل سیاسی، در سن نزدیک به ۶۰ سالگی تصمیم گرفت تمام‌وقت بر خلق رمان تمرکز کند.

شکوفایی ادبی ساراماگو پدیده‌ای کم‌نظیر در تاریخ ادبیات بود؛ او با رمان «بالابال» (Memorial do Convento) در سال ۱۹۸۲ و سپس «سال مرگ ریکاردو ریش» به شهرت اروپایی رسید. در سال ۱۹۹۱، انتشار رمان جنجالی «انجیل به روایت عیسی مسیح» که در آن مسیح انسانی خطاکار و منتقد خدای پدر تصویر شده بود، با خشم کلیسای کاتولیک و سانسور دولت وقت پرتغال مواجه شد. در اعتراض به این سانسور، ساراماگو کشورش را ترک کرد و تا پایان عمر در جزیره لانزاروته (بخشی از جزایر قناری اسپانیا) در تبعیدی خودخواسته زیست.

در سال ۱۹۹۵ شاهکار جاودانه‌اش «کوری» (Ensaio sobre a cegueira) منتشر شد و سه سال بعد، در سال ۱۹۹۸، جایزه نوبل ادبیات را به دست آورد. ساراماگو تا واپسین روزهای عمرش با ذهنی شفاف به نوشتن، موضع‌گیری تند سیاسی علیه جنگ و بی‌عدالتی ادامه داد و سرانجام در ۱۸ ژوئن ۲۰۱۰ در سن ۸۷ سالگی درگذشت.

اطلاعات تخصصی

نگاه عمیق‌تر به پیشینه و سبک نویسنده

نقش / تخصص
رمان‌نویس، داستان‌کوتاه‌نویس و نمایشنامه‌نویس تراز اول جهانی: برجسته‌ترین نویسنده مدرن پرتغالی‌زبان و نخستین نویسنده این زبان که برنده جایزه نوبل ادبیات شد. برنده جایزه نوبل ادبیات (۱۹۹۸): از سوی آکادمی سوئد برای «تمثیل‌هایی که به یاری تخیل، دلسوزی و طنز، فهم واقعیتی فرّار و گریزان را برای ما ممکن می‌سازند». روشنفکر، روزنامه‌نگار و فعال سیاسی چپ‌گرا: عضو فعال حزب کمونیست پرتغال، منتقد صریح سرمایه‌داری نئولیبرال، جهانی‌سازی و امپریالیسم. مترجم و ویراستار: فعالیت طولانی‌مدت در ناشران و مطبوعات پیش از تثبیت جایگاه به عنوان نویسنده‌ای تمام‌وقت در سنین میانسالی.
دوره فکری / تاریخی
بازه زمانی: سده بیستم تا اوایل سده بیست‌ویکم (زاده ۱۶ نوامبر ۱۹۲۲ – درگذشته ۱۸ ژوئن ۲۰۱۰). دوره فکری: تجربه حکومت دیکتاتوری فاشیستی سالازار (Estado Novo) در پرتغال، پیروزی «انقلاب میخک» (۱۹۷۴) و استقرار دموکراسی، دوران جنگ سرد و فروپاشی شوروی، موج ادبیات پست‌مدرن و بحران ارزش‌های انسانی در سرمایه‌داری متاخر.
کلاستر تخصصی
شکنندگی تمدن و اخلاق مدنی: کالبدشکافی فروریختن پوسته‌ نازک مدنیت انسان به محض از کار افتادن نظم قراردادی؛ عریان شدن خوی توحش، غریزه بقا، سوءاستفاده از قدرت و در عین حال درخشش همبستگی انسانی در تاریک‌ترین شرایط. بدعت‌گذاری و نقد الهیات ارتدکس (Theological Subversion): بازخوانی رادیکال و اومانیستی الهیات ابراهیمی، زندگی عیسی مسیح و داستان قابیل؛ زیر سوال بردن اخلاق، عدالت و اراده الهی، و نقد مذهب نهادینه‌شده به عنوان ابزار سلطه. دموکراسی صوری و حاکمیت تکنوکراتیک: نقد پوچی مناسک سیاسی و انتخاباتی در غرب، استبداد نقاب‌دار سرمایه و ناتوانی ساختارهای قانونی در پاسخگویی به اراده واقعی مردم (نمادین‌شده در رمان «بینایی» با رأی سفید اکثریت شهروندان). ناشناس‌بودن و هویت زدوده (Nameless Characters): پرهیز عامدانه از نام‌گذاری شخصیت‌ها (زن دکتر، پیرمردی با چشم‌بند سیاه، دختر عینکی) برای تعمیم‌پذیری جهان‌شمول و تبدیل شخصیت‌ها به کهن‌الگوهای بشری. روایت نامتعارف و جریان سیال گفت‌وگو: حذف علائم نگارشی رایج (علامت سوال، گیومه و خط تیره نقل‌قول) و ادغام بی‌پایان دیالوگ‌ها در بافت جملات کشیده برای بازتاب جریان پیوسته کلام و حافظه جمعی.
ملیت
پرتغالی (Portuguese)

حوزه‌های تمرکز

فلسفه اخلاق و وضعیت بشری در زمان بحران: واکاوی رفتار غریزی، همبستگی و سقوط معیارهای اخلاقی در جامعه‌ای رهاشده. شالوده‌شکنی تاریخ، مذهب و قدرت سیاسی: به چالش کشیدن قرائت‌های رسمی و قدسی از کتاب مقدس و اسناد تاریخی. مسئله مرگ، جاودانگی و جبر زیستی: تأمل پیرامون گره‌خوردگی معنای انسانیت با پدیده فناپذیری. جامعه‌شناسی استبداد، نظارت و مقاومت مدنی: نقد انفعال شهروندان در برابر سازوکارهای سلطه اداری و حکومتی.

آثار برجسته

کوری (Blindness / Ensaio sobre a cegueira - ۱۹۹۵):شاهکار بلامنازع او؛ همه‌گیری یک «کوری سفید» و مسری در شهری ناشناس که به قرنطینه وحشیانه مبتلایان در آسایشگاهی مخروبه، فروپاشی نظم انسانی، و مبارزه شجاعانه «همسر دکتر» (تنها فرد بینا) برای حفظ انسانیت می‌انجامد. بینایی (Seeing / Ensaio sobre a lucidez - ۲۰۰۴):دنباله تماتیک رمان کوری؛ روایت شهری که در آن ۸۳ درصد از مردم در انتخاباتی سراسری رأی سفید به صندوق می‌اندازند و دولت مستبد که چنین حرکتی را توطئه می‌داند، دست به اعلام وضعیت اضطراری، محاصره و سرکوب می‌زند. انجیل به روایت عیسی مسیح (The Gospel According to Jesus Christ - ۱۹۹۱):رمانی جنجالی که زندگی عیسی را از زاویه‌ای انسانی، زمینی و پرتردید روایت می‌کند؛ عیسی با درک بازی قدرت میان خدا و شیطان، به اراده الهی معترض می‌شود. در ستایش مرگ / وقفه در مرگ (Death with Interruptions - ۲۰۰۵):داستانی فلسفی و طنزآمیز درباره کشوری که ناگهان مرگ در آن متوقف می‌شود؛ پی‌آمدهای دهشتناک اقتصادی، اجتماعی و مذهبی نامیرا شدن انسان‌ها و در نهایت عاشق‌شدن خودِ شخصیت «مرگ» بر یک نوازنده ویولنسل. بلم سنگی (The Stone Raft - ۱۹۸۶):روایتی نمادین و رئالیسم جادویی از شکافته‌شدن رشته‌کوه‌های پیرنه و کنده شدن شبه‌جزیره ایبری (اسپانیا و پرتغال) از قاره اروپا و شناور شدن آن در اقیانوس اطلس. قابیل (Cain - ۲۰۰۹):آخرین رمان ساراماگو؛ سفری جسورانه و هجوآمیز در زمان با حضور قابیل که جنایات، آزمون‌های غیرمنصفانه و ویرانی‌های فرمان‌داده‌شده توسط خدای عهد عتیق را به چالش می‌کشد.

کتاب‌های این نویسنده

4 عنوان