1 نسخه در کتابخانه دیگر
چنین گفت زرتشت
کتابی برای همهکس و هیچکس
وضعیت امانت
موجود در «فسا» برای امانت، از بالای صفحه کتابخانه فعال خود را تغییر دهید.نسخه الکترونیک
کتاب «چنین گفت زرتشت: کتابی برای همهکس و هیچکس» اثر فریدریش نیچه، فیلسوف بزرگ آلمانی، یکی از درخشانترین و بحثانگیزترین متون در تلاقی فلسفه، ادبیات و شعر جهان است. نیچه این اثر را در چهار بخش و میان سالهای ۱۸۸۳ تا ۱۸۸۵ با زبانی حماسی، انجیلی، سرشار از استعاره و طنز سیاه به نگارش درآورد.
شخصیت زرتشت در این کتاب پیامبری نمادین است که پس از ده سال خلوتگزینی در غار و کوهستان، سرشار از خرد به میان آدمیان در بازار بازمیگردد تا پیامهای انقلابی خود را به بشریت بیاموزد. ارکان بنیادین اندیشهٔ نیچه در این کتاب تجلی مییابند:
۱. مرگ خدا و پوچگرایی (نیهیلیسم): فروپاشی بنیادهای ارزشگذاری سنتی و اخلاق افلاطونی-مسیحی.
۲. ابرانسان (Übermensch): انسان والایی که از ارزشهای گلهای فراتر رفته و خود، خالق معنا و ارزشهای خویش است؛ او زمین را پاس میدارد و بر سرشت خویش پیشی میجوید.
۳. ارادهٔ معطوف به قدرت (Wille zur Macht): نیروی حیاتی بنیادین جهان و جان آدمی برای فزونی و آفرینش.
۴. بازگشت جاودان همان (Ewige Wiederkunft): آزمون نهایی پذیرش زندگی؛ اینکه آیا حاضری همین زیست کنونیات را با تمام رنجها و شادیهایش، بینهایتبار از نو زندگی کنی؟
ترجمهٔ فارسی این اثر با قلم داریوش آشوری و واژهگزینیهای درخشان و زباندانانهٔ او در بازآفرینی زبان کهن و شکوهمند نیچه، شاهکاری در تاریخ ترجمهٔ ایران به شمار میرود و توسط نشر آگه منتشر شده است.
دستهبندیها:
برچسبها:
فریدریش نیچه
فریدریش ویلهلم نیچه در ۱۸۴۴ در روکن، شهری در نزدیکی لایپزیگ آلمان، در خانوادهای لوتری و مذهبی زاده شد؛ پدرش کشیش بود و زمانی که فریدریش تنها چهار سال داشت درگذشت. او نبوغ شگرف خود را در مدرسه شبانهروزی مشهور «فورتا» نشان داد و سپس برای تحصیل در رشتههای الهیات و فیلولوژی به دانشگاههای بن و لایپزیگ رفت. کشف اثر آرتور شوپنهاور با نام جهان همچون اراده و بازنمود، نقطه عطف فکری او شد و او را از الهیات به سمت فلسفه سوق داد.
در سال ۱۸۶۹ و در حالی که هنوز درجه دکترا را بهطور رسمی از طریق دفاع نگذرانده بود، به دلیل مقالات علمی درخشانش در سن ۲۴ سالگی کرسی استادی فیلولوژی کلاسیک دانشگاه بازل سوئیس را به دست آورد. در همان سالها رابطه عمیق دوستانه و الهامبخشی با ریشارد واگنر آغاز کرد؛ پیوندی که پس از نگارش زایش تراژدی (۱۸۷۲) و چرخش واگنر به سوی ملیگرایی ژرمنی و مضامین مسیحی در اپرای پارسیفال، به خصومتی فکری و تلخ بدل شد.
نیچه در تمام طول زندگی با بیماریهای جسمانی جانکاهی چون میگرنهای وحشتناک، دردهای مزمن معده و ضعف شدید بینایی دستبهگریبان بود. وخامت اوضاع سلامت سبب شد در ۱۸۷۹ و در ۳۴ سالگی از استادی دانشگاه استعفا دهد. ده سال پس از آن (۱۸۷۹–۱۸۸۸) در انزوای کامل، همراه با چمدانی کوچک، میان ارتفاعات آلپ در سوئیس (سیلس ماریا)، شهرهای ایتالیا (تورین، جنوا، ونیز) و جنوب فرانسه در سفر بود و در همان وضعیت بیماری و تنهایی، شاهکارهای تاریخ فلسفه را به رشته تحریر درآورد. روابط عاطفی پیچیده و ناکام او با لُو آندرئاس سالومه نیز رنج روحی او را دوچندان کرد.
در اوایل ژانویه ۱۸۸۹ در شهر تورین ایتالیا، با دیدن صحنه تازیانه خوردن اسبی در خیابان، دچار فروپاشی کامل روانی شد. او ده سال پایانی عمرش را در سکوت و فلج ذهنی گذراند و تحت مراقبت مادر و خواهرش (الیزابت فورستر-نیچه) قرار داشت. پس از مرگش در اوت ۱۹۰۰، خواهرش که تمایلات ضدیهودی و ملیگرایانه افراطی داشت، یادداشتهای منتشرنشده او را دستکاری و تحریف کرد تا نیچه را به عنوان پدر معنوی فاشیسم معرفی کند؛ تصویری جعلی که دههها بعد توسط فلاسفه برجستهای چون والتر کافمن و ژیل دلوز رسوا و پیراسته شد.
داریوش آشوری
داریوش آشوری (تولد: ۱۱ مرداد ۱۳۱۷، تهران) زبانشناس برجسته، ادیب، فرهنگنویس و مترجم سترگ اندیشه فلسفی مدرن به زبان فارسی است. بزرگترین خدمت تاریخی آشوری، واژهسازی علمی، ساختمند کردن زبان فارسی برای پذیرش مفاهیم علوم انسانی مدرن و تدوین فرهنگ اصطلاحات است. ترجمههای او از فریدریش نیچه، اوج بلاغت، صلابت و پیوند عمیق میان زبان آرکائیک و مفاهیم بنیادین هستیشناسی به شمار میروند.
داریوش آشوری از چهرههای برجستهی ترجمه و تفکر معاصر ایران است؛ مترجمی که نام او بیش از هر چیز با دقت زبانی، وسواس مفهومی و نثر سنجیده شناخته میشود. ترجمههای او تنها انتقال متن از زبانی به زبان دیگر نیست، بلکه تلاشی جدی برای بازآفرینی دقیق مفاهیم در زبان فارسی است. به همین دلیل، آثار او برای خوانندگانی که به دنبال متنی عمیق، فکرشده و قابل اتکا هستند، جایگاهی ویژه دارد.
ویژگیهای شاخص
دقت بالا در برگردان مفاهیم فلسفی و فکری
نثر فارسی سنجیده، روشن و آراسته
تسلط بر زبان و واژهگزینی دقیق
مناسب برای مخاطبان جدی حوزه اندیشه، فلسفه و علوم انسانی
آثار او بیشتر برای علاقهمندان فلسفه، اندیشه سیاسی، فرهنگ، زبان و مدرنیته جذاب و ارزشمند است. نام او برای بسیاری از خوانندگان، نشانهی مواجهه با ترجمهای است که در آن هم محتوا و هم زبان با حساسیت و دقت بسیار پرداخت شدهاند.
نقلقولهای برگزیده
-
•
«دوستِ من، به تنهاییات بگریز! به آنجا بگریز که بادی تند و خنک میوزد! سرنوشتِ تو مگستاراندن نیست…/ آنجا که تنهایی پایان میگیرد، بازار آغاز میشود؛ و آنجا که بازار آغاز میشود، غوغای بازیگرانِ بزرگ آغاز میشود و وزوزِ مگسانِ زهرآگین!»
-
•
«من سه دگرگیسیِ روان را با شما در میان مینهم: چگونه روان شتر میشود، و شتر شیر، و سرانجام شیر، کودک…/ چه چیز سنگین است؟ چنین میپرسد روانِ بارکش و زانو میزند همچون شتر…/ برای آفرینشِ ارزشهای نو شیر نیز هنوز توانا نیست؛ اما برای آفریدنِ آزادی از بهرِ آفرینشِ نو، این کاری است در خورِ توانِ شیر…/ کودک، بیگناهی است و فراموشی؛ آغازی نو؛ یک بازی؛ چرخشی خودچرخ؛ جنبشی نخستین؛ یک “آریِ” مقدس.»
-
•
«من به شما ابرانسان را میآموزانم. انسان چیزی است که بر او پیشی باید جُست. برای پیشی جُستن بر او چه کردهاید؟ …/هان، ای برادران، به زمین وفادار مانید و باور مدارید آنان را که با شما از امیدهای ابرزمینی سخن میگویند! اینان زهرپالایاناند، چه خود دانند یا ندانند.»
-
•
«انسان بندی است بسته میانِ حیوان و اَبَرانسان؛ بندی بر فرازِ مَغاکی./ فرارفتنی است پُرخطر، واپس نگریستنی پُرخطر، لرزیدن و درنگیدنی پُرخطر./ آنچه در انسان بزرگ است این است که او پُل است نه غایت؛ آنچه در انسان خوش است این است که او فراشُدی است و فروشُدی.»
⭐ پیشنهاد اختصاصی ایربوک
1 نسخه در کتابخانه دیگر
💬 نظرات کاربران
هنوز نظری ثبت نشده است.