مغازه خودکشی

رمانی در ستایش زندگی با دستمایهٔ کمدی سیاه

قطع
رقعی (A5)
صفحات
114
سال انتشار
2007
وضعیت امانت
موجود در «فسا» برای امانت، از بالای صفحه کتابخانه فعال خود را تغییر دهید.
وضعیت صف و رزرو
تعداد افراد در صف: 0 نفر
برای رزرو، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
نسخه الکترونیک
برای این کتاب هنوز نسخه‌ی الکترونیکی ثبت نشده است.
مغازه خودکشی

زمان تقریبی: 2 ساعت و 16 دقیقه

سطح دشواری: آسان

«مغازه خودکشی» یک فانتزی سیاه و گروتسکِ پادآرمان‌شهری است که روایتی طنزآلود، گزنده و در عین حال عمیقاً زندگی‌بخش دارد. داستان در شهری بی‌نام و آخرالزمانی رخ می‌دهد که در آن امید، شادی و اشتیاق به زندگی به‌کلی نابود شده، افسردگی سراسری حاکم است و خودکشی به امری روزمره و قانونی تبدیل شده است.

در این میان، خانوادهٔ تواچ (Mishima Tuvache و Lucrece به همراه فرزندانشان ونسان و مریلین — که نام همگی از شخصیت‌های مشهور تاریخ که دست به خودکشی زده‌اند وام گرفته شده) کسب‌وکاری چندصدساله به نام «مغازه خودکشی» را اداره می‌کنند؛ فروشگاهی تخصصی که انواع ابزارها، سموم، طناب‌ها، تیغ‌ها و تکنیک‌های بی‌نقص پایان دادن به زندگی را در اختیار متقاضیان قرار می‌دهد و تضمین می‌کند هیچ مرگی با شکست مواجه نشود.

نقطه عطف داستان با تولد سومین فرزند خانواده، پسری به نام آلن (برگرفته از آلن تورینگ) رقم می‌خورد. برخلاف فضای سراسر نومیدی خانواده، آلن سرشار از لبخند، خوش‌بینی ذاتی، شوخ‌طبعی و عشق به زندگی متولد می‌شود. این ویژگیِ نامتعارف و مقاومت‌ناپذیر آلن، تعادل کسب‌وکار مرگبار خانواده تواچ را به‌تدریج دگرگون می‌سازد. رمان با زبانی کنایه‌آمیز، تضاد میان میل به نیستی و نیروی مقاومت‌ناپذیر زندگی را به تصویر می‌کشد.

ژان تولی

ژان تولی در ۲۶ فوریه ۱۹۵۳ در سن-لو در منطقه نورماندی فرانسه زاده شد. او دوران جوانی خود را در حومه‌های کارگری پاریس گذراند و از نوجوانی شور و استعدادی شگرف به طراحی، نقاشی و گرافیک نشان داد. او کار هنری خود را در حوزه کمیک‌استریپ آغاز کرد و در دهه‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ با تصویرگری‌های سیاه‌قلم و اقتباس‌های آوانگارد از داستان‌های دیگران در مجلات معتبری چون Écho des Savanes جوایز متعددی از جمله در جشنواره جهانی کمیک «آنگولم» کسب نمود.

تولی در اواخر دهه ۱۹۸۰ وارد تلویزیون شد و سال‌ها به عنوان ستون‌نویس تصویری و منتقد فرهنگ در برنامه‌های پرمخاطب حضور یافت. با این حال، او در آغاز دهه ۱۹۹۰ مسیر حرفه‌ای خود را تغییر داد و تمام انرژی‌اش را بر نویسندگی و رمان‌نویسی متمرکز ساخت. نخستین رمان‌های او مورد توجه قرار گرفتند، اما با انتشار شاهکارهایی چون «مغازه خودکشی» (۲۰۰۷) به شهرتی انفجاری و جهانی دست یافت.

آثار تولی بارها برای صحنه تئاتر، فیلم‌های سینمایی و انیمیشن اقتباس شدند (از جمله انیمیشن مشهور مغازه خودکشی به کارگردانی پاتریس لوکنت). او با بازیگر نامدار فرانسوی، میو-میو (Miou-Miou)، تا پایان عمر زندگی کرد. تولی نویسنده‌ای بسیار پرکار، بی‌پروا و محبوب بود که تاریخ و تباهی را با طنزی منحصربه‌فرد پیوند می‌زد. سرانجام در ۱۸ اکتبر ۲۰۲۲، این نویسنده خلاق در سن ۶۹ سالگی در پاریس بر اثر مسمومیت غذایی شدید ناشی از مصرف نرم‌تنان دریایی و پیامد آن ایست قلبی، به گونه‌ای غیرمنتظره و تراژیک درگذشت.

احسان کرم‌ویسی

احسان کرم‌ویسی از مترجمان شناخته‌شده و پرکار نسل معاصر در حوزهٔ ادبیات داستانی است که بیشتر شهرت خود را مدیون معرفی و ترجمهٔ درخشان آثار ژان تولی (به‌ویژه رمان فوق‌العاده پرفروش «مغازه خودکشی») در نشر چشمه است. او تمرکز گزینش‌های ترجمه‌ای خود را بر محور کمدی سیاه، فانتزی‌های تاریک، رمان‌های ابزورد و فرم‌های نامتعارف داستانی قرار داده است. برخلاف مترجمان سنتی که بیشتر بر کلاسیک‌ها تکیه داشتند، کرم‌ویسی به سراغ جریان‌های مدرن و رمان‌های خواندنی روز جهان رفته و نقشی تعیین‌کننده در رواج رمان‌های سبک کمدی سیاه و فانتزی‌های گوتیک میان کتاب‌خوانان معاصر فارسی‌زبان ایفا کرده است.

چشمه

نشر چشمه یکی از مشهورترین ناشران معاصر ایران است که در حوزه ادبیات داستانی، شعر، نمایشنامه، علوم انسانی و آثار ترجمه فعالیت گسترده دارد. این ناشر با انتشار آثار نویسندگان برجسته ایرانی و خارجی و همچنین معرفی نسل‌های جدیدی از نویسندگان، نقش مهمی در فضای ادبی و فرهنگی ایران ایفا کرده است. کیفیت تولید، تنوع موضوعی و هویت فرهنگی مشخص ازاری را به بازار کتاب ایران عرضه کرده است. امیرکبیر از نظر تاریخی یکی از پایه‌های اصلی صنعت نشر نوین در ایران محسوب می‌شود.

نقل‌قول‌های برگزیده
  • •
    «آیا در زندگی خود شکست خورده‌اید؟ دست‌کم در مرگ‌تان موفق باشید!»
  • •
    «آلن! چند بار باید بهت بگم؟ وقتی مشتری از مغازه بیرون می‌ره نباید بهش بگی «به امید دیدار» یا «تا بعد»! ما به مشتری‌هامون می‌گیم «الوداع / خداحافظ»، چون اونا دیگه هیچ‌وقت قرار نیست برگردن!»
  • •
    «زندگی همینه که هست. ارزشش به همینیه که هست! در حد توانش بهترین کار رو می‌کنه. نباید از زندگی انتظار زیادی داشت، اما نباید هم بخواهیم نابودش کنیم.»
  • •
    «وای از دست این خوش‌بینیِ تو! بیابون رو گلستون می‌بینی… چرا دست از این خندیدن‌های بی‌مورد برنمی‌داری؟»
  • •
    «— چرا همه‌شون شکل سیبند؟/ — به یاد تورینگ… هفتم ژوئن ۱۹۵۴ اون یه سیب رو با محلول سیانور آغشته کرد و گاز زد… می‌گن به همین خاطره که لوگوی اپل شکل یه سیب گاززده‌ست.»
  • •
    «اغلب از کس‌هایی که می‌آن این‌جا می‌شنوم که دیگه خودشون رو توی آینه یا شیشهٔ مغازه‌ها نگاه نمی‌کنند… اگه اول خودت با این تصویر توی آینه آشتی کنی، بقیهٔ آدم‌ها هم باهاش آشتی می‌کنند.»

این کتاب را بیشتر بشناس

کتاب‌های مشابه، پیشنهادهای ویژه، و پرطرفدارترین‌های ایربوک را ببینید.

همه‌ی کتاب‌ها را ببین

🏢 سایر آثار این ناشر

💬 نظرات کاربران

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

هنوز نظری ثبت نشده است.

🕒 آخرین بازدیدهای شما