در باب حکمت زندگی
گزینگویههایی در باب حکمت زندگی
وضعیت امانت
موجود در «فسا» برای امانت، از بالای صفحه کتابخانه فعال خود را تغییر دهید.نسخه الکترونیک
کتاب «در باب حکمت زندگی» اثر آرتور شوپنهاور، از برجستهترین و همهفهمترین رسالههای فلسفهٔ زیسته در سنت اندیشهٔ غربی است. شوپنهاور در این اثر که بخشی از مجموعهٔ پایانی او (پارِرگا و پارالیپومنا) است، لحن تند و جهانبینی بدبینانهٔ کتاب اصلیاش (جهان به مثابه اراده و بازنمود) را تا حدی تعدیل میکند و با رویکردی واقعگرایانه، در پی پاسخ به این پرسش برمیآید: «چگونه میتوان در جهانی آکنده از رنج و پوچی، خوشبختترین و آرامترین زندگیِ ممکن را تجربه کرد؟»
شوپنهاور سرنوشت و سعادت انسانها را به سه بخش بنیادین تفکیک میکند:
۱. آنچه هستیم (شخصیت): سلامت تن، زیبایی، توان ذهنی، اصالت اخلاقی و استقلال درون.
۲. آنچه داریم (تملک): داراییهای مادی و ثروت.
۳. آنچه مینماییم (شأن اجتماعی): دیدگاه، قضاوت و اعتبار نزد دیگران.
تز محوری شوپنهاور این است که بیش از ۹۰ درصد شادکامی انسان در «آنچه هستیم» نهفته است؛ زیرا جهانِ هر فرد تنها از دریچهٔ ذهن و احوال درونی خود او درک میشود. این اثر منبعی بینظیر برای دوری از توهم تأییدطلبی اجتماعی، استقبال از تنهایی خودخواسته، و پرورش غنای فردی است. ترجمهٔ شاخص این اثر در ایران توسط محمد مبشری با ویراستاری علیاصغر حداد از سوی نشر نیلوفر منتشر شده است.
دستهبندیها:
برچسبها:
آرتور شوپنهاور
آرتور شوپنهاور در ۲۲ فوریه ۱۷۸۸ در شهر دانتسیگ (گدانسک لهستان امروزی) در خانوادهای توانگر، جمهوریخواه و سرشناس به دنیا آمد. پدرش هاینریش بازرگانی ثروتمند و عاشق فرهنگ بریتانیا بود و مادرش یوهانا بعدها به یکی از رماننویسان و صاحبسالنهای ادبی نامدار وایمار تبدیل شد. پدرش در سال ۱۸۰۵ در شرایطی شبیه به خودکشی درگذشت؛ رویدادی که به ارثیهای هنگفت و استقلال مالی مادامالعمر برای آرتور انجامید و او را از وابستگی به تدریس در دانشگاه بینیاز کرد. رابطه شوپنهاور با مادر خودخواه و آزادیخواهش همواره پر از تنش و نفرت بود؛ رابطهای که در نهایت به قطع ارتباط همیشگی میان آن دو انجامید و نگاه زنستیزانه معروفی را در آثارش شکل داد.
او ابتدا به خواست پدر به تجارت روی آورد، اما پس از مرگ او به دانشگاههای گوتینگن و برلین رفت و در رشتههای پزشکی، تاریخ طبیعی و فلسفه تحصیل کرد. شوپنهاور در سال ۱۸۱۳ رساله دکترای خود را تحت عنوان «در باب ریشه چهارگانه اصل دلیل کافی» نگاشت که تحسین گوته را برانگیخت. در همین سالها با ترجمه متون هندی (اوپانیشادها) آشنا شد و آنها را تسلای زندگی خود نامید.
در ۳۰ سالگی (۱۸۱۸)، شاهکار بنیادین خود «جهان همچون اراده و تصور» را منتشر کرد، اما این اثر در آغاز با سکوت مرگبار و بیاعتنایی مطلق جامعه فلسفی روبهرو شد. او که کینهای عمیق از هگل داشت، در دانشگاه برلین کلاسهای درسی خود را همزمان با ساعات تدریس هگل برگزار کرد؛ آزمونی که با خالی ماندن کلاس شوپنهاور و ازدحام کلاس هگل با شکستی تحقیرآمیز مواجه شد و او را برای همیشه از دانشگاه و تدریس بیزار کرد.
شوپنهاور دههها در فرانکفورت در انزوایی خودخواسته، به همراه سگهای وفادارش (از نژاد پودل) و نواختن فلوت زیست. تا اینکه در سال ۱۸۵۱ با انتشار کتاب دو جلدی «پاررگا و پارالیپومنا» (حواشی و ملحقات - شامل کتاب پرطرفدار در باب حکمت زندگی)، ناگهان شهرتی انفجاری و جهانی پیدا کرد. متفکران، نویسندگان و موسیقیدانان نسل جدید او را کشف کردند. شوپنهاور در ۲۱ سپتامبر ۱۸۶۰ در آرامش روی مبل خانهاش در فرانکفورت بر اثر نارسایی قلبی درگذشت. فلسفه او تأثیری شگرف بر فریدریش نیچه، لودویگ ویتگنشتاین، زیگموند فروید، ریشارد واگنر، لئو تولستوی و فرانتس کافکا بر جای گذاشت.
محمد مبشری
محمد مبشری از مترجمان سرشناس و گزیدهکار حوزه فلسفه و روانکاوی در ایران است که بیشترین شهرت خود را مدیون ترجمه مستقیم آثار بنیادین «زیگموند فروید» و کتاب مشهور «در باب حکمت زندگی» اثر آرتور شوپنهاور است. او با تمرکز بر انتقال دقیق آموزههای روانکاوی به زبان فارسی، رسالههای تخصصی فروید در باب ناخودآگاه، مکانیسمهای دفاعی، رواننژندیها و نقد تمدن را از آلمانی به فارسی برگرداند که عمدتاً توسط انتشارات معتبری چون «نشر ماهی»، «نشر نیلوفر» و «مؤسسه آبی پارسی» منتشر شدهاند. بازنگری و تطبیق ترجمه اثر ماندگار «فیلسوفان بزرگ» (کارل یاسپرس با ترجمه اولیه اسدالله مبشری) با متن اصلی آلمانی نیز از دیگر تلاشهای ارزشمند او در جهت دقتبخشی به میراث ترجمه فلسفی ایران به شمار میرود.
نیلوفر
شناسنامه و مشخصات هویتی ناشر
نام رسمی و ثبتی: انتشارات نیلوفر (Niloofar Publications)
سال تأسیس: ۱۳۵۶ خورشیدی
مدیرمسئول و بنیانگذار: محمد کریمی زنجانی (در برخی مراجع: محمد کریمی زنجانی اصل)
وبگاه رسمی ناشر: niloofarpublications.com
دفتر و خاستگاه: تهران، خیابان انقلاب اسلامی، خیابان دانشگاه، شماره ۱۰۳.
مفهوم نشان و نامواره: برگرفته از گل نیلوفر آبی؛ نماد آگاهی، بالندگی و جاودانگی فرهنگی در سنتهای باستانی ایران، هند و یونان.
جایگاه فرهنگی، نویسندگان و مترجمان شاخص
انتشارات نیلوفر از سرآمدترین، گزیدهکارترین و اصیلترین ناشران ادبیات و اندیشه در تاریخ معاصر ایران است. این انتشارات با بیش از ۸۰۰ عنوان اثر فاخر، نقش محوری در ارتقای سلیقه ادبی و ترجمه حرفهای ایفا کرده است:
میزبان زبدهترین مترجمان ادبیات کلاسیک و معاصر جهان:
سروش حبیبی (ترجمه شاهکارهای ادبیات روس نظیر جنگ و صلح، آنا کارنینا، ابلوموف، شبهای روشن، جنایت و مکافات و…)
نجف دریابندری (ترجمه آثاری چون بازمانده روز، وداع با اسلحه و…)
صالح حسینی (ترجمه آثاری از ویلیام فاکنر، جورج اورول نظیر ۱۹۸۴ و مزرعه حیوانات)
کریم امامی و فرزانه طاهری
پایگاه رماننویسان و پیشروان ادبیات داستانی فارسی:
آثار داستانی هوشنگ گلشیری
آثار بهرام صادقی (از جمله مجموعه سنگر و قمقمههای خالی و ملکوت)
کتابهای گلی ترقی، شهریار مندنیپور و دیگر داستاننویسان شاخص ایرانی.
نقد ادبی، فلسفه و اسطورهشناسی: انتشار مجموعههای جدی در حوزههای نقد هنر، نظریه ادبی و ریشهشناسی اساطیر.
درباره انتشارات نیلوفر
انتشارات نیلوفر، بنیانگذاریشده در سال ۱۳۵۶ به همت «محمد کریمی زنجانی»، یکی از ارجمندترین، ماندگارترین و تأثیرگذارترین ناشران بخش خصوصی در حوزه ادبیات، فلسفه و علوم انسانی به شمار میرود. نیلوفر در طول نزدیک به نیمقرن حضور پیوسته در عرصه فرهنگ، نماد دقت و وسواس در گزینش متن، کیفیت اعلای ترجمه و پایبندی به بالاترین معیارهای ویرایشی و فنی بوده است.
این انتشارات خانه فرهنگی و ناشر مورد اعتماد نامدارترین مترجمان معاصر ایران، از جمله سروش حبیبی، نجف دریابندری و صالح حسینی، و چهرههای درخشان داستاننویسی فارسی همچون هوشنگ گلشیری، بهرام صادقی و گلی ترقی است. با انتشار صدها شاهکار ادبیات جهان و آثار بنیادین نقد ادبی و اندیشه، انتشارات نیلوفر نامی است که به کتابخوانان اطمینانِ مواجهه با «ادبیات ناب» را میدهد.
نقلقولهای برگزیده
-
•
«بزرگترین دشمنان سعادت انسان دو چیزند: رنج و ملال (کسالت). میتوان افزود که طبیعت به ما مرحمت کرده و میان این دو، تضادی دوگانه قرار داده است: از نظر بیرونی، فقر و محرومیت موجب درد و رنج میشوند، و برعکس، امنیت و رفاه، ملال میآورند. بدینسان میبینیم که طبقهٔ فرودست همواره با محرومیت و رنج در پیکار است و طبقهٔ توانگر در نبردی پیوسته و اغلب مذبوحانه با ملال.»
-
•
«کسی که گمان میکند در این جهان، شیطانها با شاخ و دیوانگان با زنگوله ظاهر میشوند، طعمه یا بازیچهٔ آنان میگردد… غالب آدمیان چناناند که اگر با آنان مهربان باشی، گستاخ میشوند؛ بنابراین، به ندرت پیش میآید که فرد از چشمپوشی از معاشرت با کسی زیان ببیند، بلکه بیشتر اوقات از بیش از حد صمیمیشدن آسیب میبیند.»
-
•
«هر اندازه آدمی از نظر درونی غنیتر باشد، به جهان برون کمتر نیازمند است و دیگران نیز کمتر میتوانند جای خالی آن را برایش پر کنند. از این رو، داشتنِ برتریِ فکری موجب گوشهگیری و دوریگزیدن از جمع میشود… اگر کیفیتِ جامعه را بتوان با کمیتِ آن جایگزین کرد، ارزش داشت که در جهان پرجمعیت زندگی کنیم؛ اما افسوس که از صد نادان جمعآمده، حتی یک انسان دانا پدید نمیآید.»
-
•
«مبتذلترین و پستترین نوعِ غرور، غرورِ ملی است؛ زیرا کسی که به ملیت خود افتخار میکند نشان میدهد که خود هیچ ویژگیِ فردی و ارزشمندی ندارد که بتواند بدان ببالد، وگرنه به چیزی متوسل نمیشد که با میلیونها نفر در آن مشترک است. برعکس، کسی که امتیازات فردیِ والایی دارد، عیبهای ملتش را با وضوح بیشتری میبیند، زیرا همواره آنها را در پیش چشم دارد. اما هر نادانِ بینوایی که در این جهان هیچ چیزی ندارد که بتواند به آن افتخار کند، به آخرین دستآویز، یعنی ملیتی که به آن تعلق دارد چنگ میزند و به خود میبالد؛ او آماده و شادمان است که از هر خطا و حماقتی که ملتش دارد، با چنگ و دندان دفاع کند.»
🏢 سایر آثار این ناشر
⭐ پیشنهاد اختصاصی ایربوک
💬 نظرات کاربران
هنوز نظری ثبت نشده است.