موجود
گزارش یک مرگ
وضعیت امانت
نسخه فیزیکی ثبت نشده استنسخه الکترونیک
رمز موفقیت یک داستان جنایی، نقشه ی بی نقص یک آدمکشی است؛ قتلی آن قدر فکر شده و با اجرایی دقیق که هیچ اثر و نشانی از مرتکب شونده ی آن باقی نماند. باید به شما بگوییم که هیچ کدام از این ها را در رمان گزارش یک مرگ، اثر گابریل گارسیا مارکز، پیدا نخواهید کرد. در واقع، نبوغ مارکز در دستیابی به نقطه ی مقابل موارد ذکر شده، نهفته است،توصیفی دقیق از قتلی با بدترین و ساده لوحانه ترین نقشه ی ممکن در تمامی تاریخچه ی ادبیات مدرن. مردی با قصد سر درآوردن از حقیقت، به محله ای باز می گردد که 27 سال پیش، قتلی گیج کننده و توجیه ناپذیر در آن به وقوع پیوسته است. بایاردو سن رومن، تنها ساعاتی پس از ازدواج با دختری زیبا به اسم آنجلا ویکاریو، او را با بی آبرویی به نزد والدینش برده و تازه عروسش را ترک می کند. خانواده ی پریشان آنجلا، او را وادار به افشای هویت معشوق اولش می کنند. برادران دوقلوی او نیز، قصد کرده اند تا سانتیاگو ناصر را به جرم بی آبرو کردن خواهرشان بکشند. اما اگر همه از نقشه برای کشتن یک انسان باخبر بوده اند، چرا هیچ کس تلاشی برای جلوگیری از آن نکرد؟ با پیشروی داستان به سوی پایانی غیرقابل توضیح، سوالات بیشتری در ذهن مخاطب شکل می گیرد و درنهایت، تمام یک جامعه[و نه فقط دو آدمکش]به میز محاکمه کشیده می شود.
دستهبندیها:
برچسبها:
گابریل گارسیا مارکز
گابریل خوزه د لا کونکوردیا گارسیا مارکز در آراکاتاکا، شهری کوچک در سواحل کارائیب کلمبیا متولد شد. پدر و مادرش او را نزد پدربزرگ و مادربزرگ مادریاش رها کردند؛ دورانی تعیینکننده که شاکله روحی و ادبی او را ساخت. پدربزرگش، سرهنگ نیکولاس مارکز، کهنهسرباز جنگ داخلی «هزار روزه»، با داستانهایش از فجایع جنگ و فساد سیاسی، دیدگاه تاریخی گابریل را ساخت. در همان حال، مادربزرگش، ترانکویلینا ایگواران، خانه را با داستانهای اشباح، طالعبینی و معجزات پر کرده بود. این دو جهان متناقض – خشونت سخت تاریخی و باور جادویی روزمره – پایههای ماکوندو را ریختند.
مارکز تحصیلات حقوق را در بوگوتا نیمهکاره رها کرد تا به روزنامهنگاری بپردازد. در دوران فاجعهبار «خشونت» و پس از قتل رهبر چپگرا خورخه الیسر گایتان در ۱۹۴۸، او در روزنامههایی مانند ال اسپکتادور گزارشهای افشاگرانهای نوشت. انتشار گزارش جنجالی یک ملوان بازمانده از کشتی جنگی کلمبیایی که فساد و قاچاق نیروی دریایی را برملا کرد، جان او را به خطر انداخت و موجب شد به عنوان خبرنگار به پاریس، رم و شرق اروپا فرستاده شود؛ دورانی همراه با فقر شدید، سرگردانی و بیخانمانی.
نقطه عطف زندگی او در سال ۱۹۶۵ رقم خورد؛ زمانی که با خانوادهاش در راه تعطیلات به آکاپولکو بود و ناگهان فرم و لحن رمانی که بیست سال به دنبالش بود در ذهنش جرقه زد. او بلافاصله دور زد، به مکزیکوسیتی برگشت، ماشینش را فروخت، خود را ۱۸ ماه در اتاق حبس کرد و همسرش مرسدس بارچا امور مالی خانه را با قرض و گرو گذاشتن وسایل اداره کرد. نتیجه، رمان «صد سال تنهایی» (۱۹۶۷) بود؛ شاهکاری که تیراژهای اولیه آن در چند روز نایاب شد، در سراسر جهان به دهها زبان ترجمه گشت و از او چهرهای همرده هومر، سروانتس و شکسپیر ساخت.
مارکز سالهای بعد را میان مکزیک، کلمبیا و اسپانیا سپری کرد و با آثاری چون پاییز پدرسالار، عشق سالهای وبا و گزارش یک قتل محتوم موقعیت تثبیتشده خود را تداوم بخشید. او در سال ۱۹۸۲ جایزه نوبل ادبیات را از آن خود کرد و تا واپسین روزهای حیات در سال ۲۰۱۴ در مکزیکوسیتی، وجدان بیدار و صدای بیبدیل قاره آمریکای لاتین باقی ماند.
نشر نیلوفر
نشر نیلوفر یکی از معتبرترین و باسابقه ترین ناشران کتاب در ایران است که در حوزه ادبیات، فلسفه، علوم اجتماعی و هنر فعالیت میکند. این انتشارات نقش مهمی در معرفی آثار کلاسیک و مدرن جهان به جامعه کتابخوان ایران داشته است.
✍️ آثار همین نویسنده
🏢 سایر آثار این ناشر
⭐ پیشنهاد اختصاصی ایربوک
💬 نظرات کاربران
هنوز نظری ثبت نشده است.